عبد الرزاق مقرّم ( مترجم : پرويز لولاور )
164
الامام الجواد ( ع ) ( نگاهى گذرا بر زندگانى امام جواد ع ) ( فارسي )
آن نمك نشناس ملعونه دغا * قلب عالم سوخت از زهر جفا در جوانى شد گلستانش خزان * رفت از جان جهان ، تاب و توان كرد ام الفضل كارى در جهان * شد به محنت مبتلا صاحب زمان بر رخ فرزند زهرا بست در * آن زن ملعونهء بيدادگر هرچه گفتا از عطش افروختم * از جفا و زهر كينه سوختم كس جواب شاه عطشان را نداد * كس جواب روح قرآن را نداد قامت آن سرو خلقت شد كمان * زد شرر داغش به جان شيعيان همچو بيرحمى نديده روزگار * كس ببندد آب را بر روى يار همچنان جدّش به راه حفظ دين * تشنه جان داده جواد العارفين زين دو ماتم شور در امكان فتاد * زمزمه در عرش الرّحمن فتاد آن يكى در سايه ، اين در آفتاب * جسم هر دو ماند بر روى تراب قطره ، كاخ ظلم را بر باد داد * آه مظلومان و افغان عباد حيات جاودانى الهى ، سينهام مجروح و غمگين * شد از زهر جفاى دشمن دين براى خاطر دنياى فانى * رسيدم بر حيات جاودانى همين ملعونهء شوم ستمكار * مرا مسموم كرده در شب تار دل فرزند زهرا را شكسته * به روى سينه ، تير غم نشسته دلم غمگين و در سوز و گداز است * مرا با كبريا راز و نياز است به هنگام شباب و كامرانى * خزان شد گلشنم فصل جوانى غزالانم به محنت مبتلا شد * جهان در ماتمم ماتمسرا شد به روى من در كاشانه بستند * دل پيغمبر و حيدر شكستند دل افروخته با لعل عطشان * كشيدم بس نوا و شور و افغان نيامد كس پى دلجوئى من * به دست آرد دل مهجورى من